شعر ولایی و سیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون ...
| ||
786
مانده ام آندم که زهرا پشت در فریاد زد از چه رو ارض و سما بی پایه و بنیان نشد ؟ مانده ام زیر و زبر بعد از کبودی رخش از چه رو کاخ بلند عالم امکان نشد ؟ مانده ام یاربّ بر این صبرت که اندر محضرت خورد سیلی فاطمه امّا جهان ویران نشد زیر این چرخ کبود و گنبد نیلی رواق بیش از این در حق آل الله هیچ عصیان نشد چاره پهلوی خونین و فراق محسنش اشک و آه و ناله و بی تابی و افغان نشد عاشقی را باید اوّل سوختن در پای دوست ور نه راهی نیست تا جانان اگر قربان نشد
شاعر : سید عبدالرضاهاشمی نظرات شما عزیزان: برچسبها: [ چهار شنبه 6 ارديبهشت 1391برچسب:شعر , فاطمیه , فاطمه زهرا , غربت , ولایی , اسلام , شیعه , سید عبدالرضا , ] [ 12:54 ] [ سید عبدالرضا هاشمی ]
[
|
|
|
[ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By : Persian skin ] |